خواندنی ها
خواندنيها
»»»» ليست خواندنی ها ««««
تربيت سالم در خانه قسمت دوازدهم 1397/01/18

 

 

 

 

چهارمرحله پيروزي بخش

1-    چگونگي درك خودرا از احساسات كودك بيان كنيد. با پرسيدن از او مطمئن شويد كه درست فهميده ايد.

2-    هم دلي كنيد ( بدون اينكه رفتار اشتباه را تأييد كنيد. ) . هم دلي به اين معنا نيست كه موافقت يا چشم پوشي كنيد، بلكه تنها به اين معني است كه شما از ادراك كودك تان آگاه شويد. يك روش خوب اين است كه درباره ي زمان هايي كه احساس يا رفتار مشابه داشته ايد صحبت كنيد.

3-    احساسات و ادراكات خويش را با كودك در ميان بگذاريد. اگر دو مرحله اوليه به شكل صادقانه و دوستانه پيشرفته باشد، كودك در اين مرحله آماده ي شنيدن سخنان شما خواهد بود.

4-    از كودك بخواهيد دنبال يك راه حل بگردد. بپرسيد نظري درباره ي اينكه در آينده چه كار كنيم كه اين مشكل پيش نيايد، دارد؟ اگر نظري نداشت، چند پيشنهاد مطرح كنيد تا اينكه در مورد يكي از آنها به توافق برسيد.

داشتن حالت دوستانه، حمايت گر و محترمانه، براي تكميل اين روند ضروري است. وقتي تصميم مي گيريد براي كودك تان « پيروزي بخش » باشيد، اين احساسات در شما به وجود خواهد آمد. بعد از دو مرحله كودك آماده خواهد بود تا به شما گوش فرا دهد ( حال آن كه پيش از اين بارها حرف هايتان را نشنيده گرفته بود ). حالا كه فضايي از احترام ايجاد كرده ايد، احتمالاً مرحله چهارم مؤثر خواهد بود.

خانم مارتينز تجربه ي ذيل را مطرح كرد :

يك روز دخترش ليندا از مدرسه به خانه آمد و شروع كرد به شكايت از معلمش كه سرش داد كشيده ، خانم مارتينز با لحني متهم كننده از او پرسيد : « خوب تو چه كار كرده بودي ؟ »

ليندا با عصبانيت جواب داد : « من هيچ كاري نكردم »

خانم مارتينز گفت : « دست بردار ! معلم ها بيخودي سر بچه ها داد نمي زنند. بگو چه كار كرده بودي ؟»

ليندا پرخاشگرانه پاسخ داد : « هيچي »

در اين هنگام خانم مارتينز چهارمرحله ي پيروزي بخش را به ياد آورد. نفس عميقي كشيد و نگرشش را تغيير داد و با لحني دوستانه گفت : مطمئنم وقتي معلم جلوي ديگران سرت فرياد كشيده است، حسابي دستپاچه شده اي . ( گام اول، بيان درك)

ليندا با علاقه به مادرش نگاه كرد، اگر چه هنوز به او بدگمان بود. سپس خانم مارتينز گفت : « يادم مي آيد كه يكبار در كلاس چهارم اين اتفاق برايم افتاد فقط براي اينكه موقع امتحان رياضي بلند شدم تا مدادم را بتراشم. وقتي معلم سرم داد كشيد، حسابي دستپاچه شدم وو لجم گرفت. » ( گام دوم، هم دلي، بدون تأييد كار و درميان گذاشتن تجربه هاي مشابه)

حالا ليندا حسابي سر ذوق آمده بود و گفت : « واقعاً ؟ » بعد ادامه داد « فقط يك مداد قرض گرفتم، همين ! منصفانه نبود معلم براي اينكار سرم داد بكشد. »

خانم مارتينز گفت : خوب مي فهمم چه احساسي داشته اي. به نظرت براي دوري از اين شرايط در آينده چه كارهايي مي شود كرد ؟ ( گام چهارم، پيدا كردن راه حل )

ليندا پاسخ داد : « فكر مي كنم بايد هميشه چندتا مداد همراه داشته باشم، تا مجبور نشوم از كسي قرض بگيرم. »

خانم مارتينز گفت : « فكر خوبي به نظر مي رسد. »

وقتي مادر توانست مسائل را از ديدگاه ليندا ببيند، ليندا ديگر نياز به تدافعي عمل كردن نداشت.

 

 

 

منبع : تربيت سالم در خانه

نوشته ي : جين نلسن

ترجمه ي : محمدجواد فرشچي - ريحانه ايزدي

 

 

 

تعداد مشاهده:  95
 
 
  
نظرهای شما
نام:    
پست الكترونيك:     
وب سايت:    
نظر:    
پست الكترونيك من نمايان باشد  
 
  
 
   
  كليه حقوق اين وب سايت محفوظ و متعلق به خانه کودک آفرینش مي باشد.
طراحی و اجرا توسط شرکت مهندسی آتیه پرداز